حمایتهای عاطفی مثبت به ویژه از طریق یک نمایش، می تواند به عنوان روشی جهت ایجاد حس قدرت در کارکنان تلقی گردد. بدین مقصود مدیران هر چند ماه یکبار، بایستی جلساتی برای حفظ انگیزه کارکنان بر پا نمایند.

این گونه جلسات که ممکن می باشد یک الی دو روز بطول انجامد، فقط جهت اعتمد سازی متقابل می باشد. جلسه با یک سخنرانی پرشور و الهام بخش شروع شده و معمـولاً فیلم های ویژه نیز جهت افزایش روحیه افراد پخش می گردد. نظیر فیلمی که کوهنوردی را در حال صعود از یک قله مشکل، نشان میدهد. پیام القا شده توسط این گونه فیلمها که فردی رضایت و خشنودی خود را از طریق بجای آوردن کاری مشکل در یک رقابت فشرده بدست می آورد، موجبات ارتقاء هویت کارکنان و احیاء احساسات مشترک بین آنها را فراهم می سازد(گوردون،1993،83).

2-1-4-2- راهکار دوم: برقراری سیستم پاداش و تشویق

مدیرانی که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند، سیستمهای پاداشی را برای موفقیتهای کارکنانشان در نظر گرفته بودند، آنها نگرشهای متفاوتی را برای پاداش دهی به افراد داشتند. یکی از مدیران، باشگاهی را تحت عنوان «من تمایزی ایجاد نمودم» را تاسیس نمود که یک باشگاه اختصاصی بود و شرایط پذیرش در آن، توسط مدیران مشخص می گردید. هر ساله دو یا سه نفر از افرادی که دارای عملکردی عالی بودند، به ضیافت شامی در شهر نیویورک دعوت می شدند. بدون اینکه آنها بدانند قرار می باشد عضو باشگاه فوق الذکر گردند در این مراسم از زحمات آنها قدردانی بعمل می آمد.

معرفی عمومی نیز روش دیگری جهت پاداش دهی به افراد می باشد. اگر شخصی وظیفه یا پروژهای را به نحو عالی انجام دهد، به او فرصت داده می گردد تا یافته های خود را در سطحی وسیع اظهار نماید این امر موجب کسب اعتبار و شهرت برای فرد می گردد و او را تشویق به انجام دوباره چنین کارهایی می نماید. لذا در برقراری سیستم پاداش، در نظر داشتن قابل رویت بودن پاداش و نیز قابل شناسایی کردن آن امری مهم می باشد (همان منبع،84).

2-1-4-3-  راهکار سوم: تحسین کردن گروهها «اظهار اعتماد»

پژوهش انجام شده نشان می دهد که رهبران توانمند، قسمت قابل توجهی از وقت خود را صرف اظهار کردن اعتمادشان به تواناییهای کارکنان می نمایند.

2-1-4-4- راهکار چهارم: ترویج نوآوری و مسئولیتپذیری

مدیر با ترویج وسیع نوآوری و مسئولیت پذیری در میان کارکنان، می تواند به توانمند سازی اعضا سازمان کمک نماید.

2-1-4-5-  راهکار پنجم: «پیروزیهای اولیه» موفق ساختن

بسیاری از مدیران مورد مطالعه در این پژوهش، اذعان داشتند که آنها تغییرات سازمانی را از یک واحد یا پروژه آغاز نموده اند و در صورت موفق بودن در آن سطح، تغییرات را به کل سازمان تعمیم داده اند. کارکنان اظهار داشتند که این تجربیات موفق اولیه به نحو قابـل ملاحظهای حس قدرت و تاثیر را در افراد تقویت خواهد نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل